چگونه اعتماد به نفس را در کودک پرورش دهیم ؟

ايجاد اعتماد به نفس در كودك ممكن است دشوار به نظر برسد. اما احساس ارزش فردي پايه‌هاي آينده‌ي فرزندتان را پي مي‌ريزد،

کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می کند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می شود.یکی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر کودک در خانواده ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می تواند ویژگی های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی های خود ، با مشکلات روبه رو شود. از طرفی می تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر کودک ضمن انجام فعالیت های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی کسب کند، ترسو، کم رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم گیری مناسب هم نخواهد داشت.

 

تقویت اعتماد به نفس در کودکان

ايجاد اعتماد به نفس در كودك ممكن است دشوار به نظر برسد. اما احساس ارزش فردي پايه‌هاي آينده‌ي فرزندتان را پي مي‌ريزد، زماني كه بايد چيزهاي تازه را به تنهايي تجربه كند. جين نلسون، درمانگر خانواده در كاليفرنيا و يكي از نويسندگان سري كتابهاي انضباط مثبت مي‌گويد « اعتماد به نفس نتيجه‌ي احساس تعلق است، باور به اين كه مي‌توانيم، و دانستن اين كه همكاري‌هايمان را ارزش مي‌نهند و قدر مي‌دانند».

نلسون مي‌گويد «همان طور كه هر پدر يا مادري مي‌داند، اعتماد به نفس تجربه‌اي گذرا است. گاهس احساس خوبي درباره خودمان داريم و گاهي نداريم. چيزي كه واقعا مي‌خواهيم به كودكانمان ياد بدهيم مهارت‌هاي زندگي مثل انعطاف پذيري است».هدف شما در مقام والد، اطمينان خاطر از اين است كه فرزندتان غرور و احترام به خود را در درون خود و همين طور ايمان به توانايي‌ خود در مقابله با چالش هاي زندگي را رشد داده است.


در اينجا ده استراتژي ساده كه به شما در تقويت اعتماد به نفس كودكتان كمك مي‌كند آورده مي‌شود:

بي قيد و شرط عشق بورزيد

اعتماد به نفس كودك وقتي شكوفا مي‌شود كه نوعي علاقه بي قيد و شرط را ببيند، عشقي كه مي‌گويد «دوستت دارم، هركه باشي و هرچه انجام بدهي». وقتي كودكتان را صرفنظر از توانايي هايش، مشكلاتش، اخلاقش، يا قدرتش مي‌پذيريد، به او بيشترين كمك را مي‌كنيد. بنابراين، او را در عشق خود غرق كنيد.

او را تا مي‌توانيد بغل كنيد، ببوسيد و به پشتش بزنيد و فراموش نكنيد به او بگوييد كه چقدر دوستش داريد. وقتي مجبوريد در موردي به او تذكر بدهيد ، به او بفهمانيد تذكر شما در مورد رفتارش است و نه خودش . مثلا، به جاي اين كه بگوييد «خيلي پسر شرّي هستي. چرا درست نمي‌شي؟ به او بگوييد، «لطفا تو خونه فوتبال بازي نكن. فوتبال بازي بيرون از خونه است».

توجه كنيد

وقتي را براي توجه كامل به كودك خود كنار بگذاريد. اين بسيار به احساس اعتماد به نفس كودك شما كمك مي كند چون به او اين پيغام را مي‌دهد كه شما فكر مي‌كنيد او مهم و ارزشمند است. حتما نبايد وقت زيادي باشد؛ فقط چند لحظه‌ كه وقتي مي‌خواهد با شما حرف بزند، دست از سركشي به صندوق پست مي‌كشيد يا تلويزيون را خاموش مي‌كنيد تا جواب سوالش را بدهيد.

با او ارتباط چشمي برقرار كنيد تا معلوم باشد كه واقعا داريد به چيزي كه مي‌گويد گوش مي‌دهيد. اگر وقتتان كم است، بدون ناديده گرفتن نيازهايش اين نكته را به او بگوييد. بگوييد «خب همه اتفاقهاي تمرين فوتبال را برام تعريف كن، بعد كه تموم شد بايد برم شام درست كنم».

محدوديت‌ها را يادش بدهيد

چند قانون منطقي براي كودك خود وضع كنيد. مثلا، اگر به او مي‌گوييد كه موقع دوچرخه سواري در خيابان بايد كلاه سرش بگذارد، اجازه ندهيد بدون كلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند كه بعضي قوانين خانوادگي نقشِ روي سنگ شده اند، احساس امنيت بيشتري مي‌كند و به زودي بر طبق انتظارات شما زندگي خواهد كرد. فقط بكوشيد واضح و باثبات باشيد و نشان دهيد كه به او اعتماد داريد و از او انتظار داريد كه كار درست را انجام دهد.

از ريسك كردن‌هاي سالم استقبال كنيد

كودكتان را به كشف چيزي تازه، مثل خوردن غذايي متفاوت، يافتن دوستان تازه، يا اسكيت سواري تشويق كنيد. با اين كه هميشه احتمال شكست وجود دارد اما بدون ريسك كردن موفقيت هم به دست نمي آيد. پس به كودك خود اجازه‌ي تجربه‌هاي كم خطر را بدهيد و در مقابل تقاضاهاي او در دخالت خود مقاومت كنيد. مثلا سعي نكنيد به محض اين كه از خواندن كلمه‌اي دشوار احساس ياس كرد، او را «نجات» دهيد. پريدن وسط كار او و گفتن اين كه «خودم مي‌كنم» او را وابسته بار مي‌آورد و اعتماد به نفس ِ او را كم مي‌كند. شما با برقراري تعادل در نياز به حمايت از او و نياز او به تجربه كردن كارهاي تازه اعتماد به نفسش را شكل خواهيد داد.

آنهارا همانطور که هستند بپذیرید

آیا شما از اینکه کودکتان فردی عادی است ، احساس نا امیدی می کنید ؟ آیا او را به علت نداشتن جذابیت و زشتی طرد می نمایید ؟ آیا تصور می کنید کودکتان نادان است ؟بخش بزرگی از خود باوری در کودکان از اینکه او فکر کند شما او را می بینید به وجود می آید.هنگامی که کودک متقاعد می شود که برای والدینش دوست داشتی ومورد احترام است او تمایل پیدا میکند که ارزش های خودرا به عنوان یک فرد بپذیرد.

بسیاری از کودکان میدانند که آنها مورد علاقه والدینشان هستند اما اعتقاد به اینکه توسط آنها محترم شمرده می شوند را ندارند. وبازهم تردید شما در رابطه با پذیرفتنش آشکار میشود. شما زمانی که او با مهمان ها صحبت میکند عصبانی می شوید. و هنگامی که او سعی میکند صحبت کند شما از بیان او جلوگیری می کنید. و یا زمانی که حرف بی خودی می زند به او می خندید.

والدین نیاز دارند مواظب باشند که درباره شخصیت کودکان شان چه می گویند.والدین باید برای معرفی کتاب های خوب به کودکانشان ،بالا بردن بادبادک و فوتبال بازی کردن ، گوش سپردن به اتفاقات جالب آنها وصحبت درباره پرندگان وقت بگذارند.

خط مشی مثبت اندیشیدن را تعلیم دهید

یکی از خصوصیاتی که یک فردی احساس فرو مایگی می کند این است که او درباره نقص هایش برای هر کسی که گوش شنوا دارد سخن می گوید. هنگامی که شما درباره کمبود هایتان پر حرفی می کنید، یک برداشت از شخصیت شما در ذهن شنونده شکل می گیرد. و بعدا رفتار او با شما بر طبق شواهدی که شما تهیه کردید خواهد بود. اگر شما احساساتتان را در قالب کلمات جای دهید آنها به عنوان یک حقیقیت در ذهن شما جای می گیرند. بنابراین ما باید تفکر مثبت اندیشیدن را به کودکانمان بیاموزیم. اگر به طور ثابت از خود انتقاد کنیدآن به یک عادت علیه خود تبدیل می شود.

باورهای نادرست او را اصلاح کنیم. مثلا" فرزند ما ن در مدرسه دانش آموز خوبی است امّا با درس ریاضی مشکل دارد . او ممکن است با خود بگوید:" من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیریم ، پس یک دانش آموز بد هستم ." و این تفکّر غلط می تواند او را مستعد شکست سازد. او را تشویق می کنیم که به موقعیّت ها با دید بهتری بنگرد، شاید یک پاسخ سودمند برای او این باشد" تو دانش آموز خوب و پر تلاشی هستی ، ریاضی فقط یک درس از چندین درس توست که نیاز به صرف وقت بیش تر دارد . ما با هم روی آن کار می کنیم ."

به کودک کمک کنید تااگر ضعفی دارد با مهارتی دیگرآن را جبران کند

وظیفه ما به عنوان والدین این است که محرم راز آنها باشیم. زمانی که کودکان مضطرب هستند دلگرمشان کنید . زمانی که تهدید هاشان غیر قابل تحمل است دخالت کنید وبه انها ابزاری برای غلبه بر موانع بدهید. یکی از این ابزار ها جبران است. یک فرد می تواند ضعف های خود را به واسطه جمع کردن نقاط قوت به حد تعادل برساند. این وظیفه ماست که کودکانمان این نیرو را پیدا کنند.شاید کودکی بتواند در موسیقی جایگاهی بدست آورد. ممکن است بتواند ماکت هواپیما بسازد ، از خرگوش نگهداری کند یا فوتبال بازی کند.

هیچ چیز خطرناک تر از فرستادن کودک به دوره نوجوانی بدون داشتن مهارت ، دانش فردی و بدون آموختن مفهوم جبران کردن در زندگی نمی باشد.او باید توانایی داشته باشد که بگوید: ممکن معمولی ترین پسر مدرسه باشم اما بهترین بازیکن تیم فوتبال هستم.پیشنهاد می کنم که که والدین نقاط قوت کودکان را تشخیص دهند ،سپس مهارتی که بیشترین شانس برای موفقیت اورا دارد انتخاب کنید. می بینید که او اولین گام را در این بین بدست آورده واگر لازم است به او پاداش دهید .اما اورا چنان تعلیم دهید که این مهارت را بیاموزد. اگر شما فهمیدید که اشتباه کردید موارد دیگر را از نو شروع کنید.اجازه ندهید که این اشتباه مانع از آموختن مهارت به او شود.

پدرم هنگامی که من 8 ساله بودم خودش تصمیم گرفت به من تنیس آموزش دهد. اگر چه من بیشتر وقتم را با دوستانم بود. او با توپی به من ضربه می زد و من محکم به بالای تور می زدم. می گفتم یک توپ دیگر را مستقیم پرتاب کن. سپس روزی پسری از من خواست تا با هم بازی کنیم و قبول کردم. من تنیس را دوست داشتم . در طی دوره مدرسه ودانشگاه این تنیس بود که منبع اعتماد به نفس من بود. من از پدرم متشکرم که به من کمک کرد تا جبران کنم. والدین که در زمینه عقلانیت ، قدرت ، وزیبایی استرس ایجاد می کنند باید بدانند که کودکشان مجبور است در جهانی رقابت کند که این ویزگی در آنها مهم به شمار می روند.

اجازه بدهيد اشتباه كند

البته يك جنبه حق انتخاب دادن و خطر پذيري اين است كه كودكتان در معرض اشتباه قرار مي‌گيرد. اينها درسهاي باارزشي براي اعتماد به نفس كودكتان هستند . بنابراين اگر كودكتان با وقت تلف كردن در اتاق خوابش از اتوبوس مدرسه جا مانده است، او را تشويق كنيد كه بينديشد دفعه بعد چطور رفتار كند بهتر است. به اين ترتيب اعتماد به نفسش صدمه نمي‌بيند و خواهد فهميد كه گاهي مي‌شود اشتباه كرد.

دانيل مير، استاديار آموزش ابتدايي در دانشگاه ايالت سان فرانسيسكو مي‌گويد اگر خودتان اشتباه كرديد، به آن اعتراف كنيد. پذيرش و اصطلاح اشتباهات پيغام قدرتمندي به فرزندتان مي‌رساند و پذيرش مشكلات را براي كودك آسان‌تر مي‌كند.

از اتفاقات مثبت تجليل كنيد

همه تشويق پذير هستند، بنابراين سعي كنيد چيزهاي خوبي را كه كودكتان در روز انجام مي‌دهد با صداي بلند اعلام كنيد. مثلا به پدرش بگوييد «پيتر امروز همه تكاليفش را سريع انجام داد». با اين كار او را در معرض تحسين خود و پاسخ دلگرم كننده‌ي پدرش قرار مي‌دهيد. واضح و مشخص بيان كنيد. به جاي اين كه بگوييد « خوب بود» بگوييد «ممنون كه ميز شام را چيدي». اين دركِ انجام كار و ارزش فردي را در او بالا مي‌برد و به او اجازه مي‌دهد دقيقا بداند چه كاري را درست انجام داده است.

خوب گوش كنيد

اگر كودكتان نياز به حرف زدن دارد، بايستيد و به چيزي كه براي گفتن دارد خوب گوش دهيد. او نياز دارد احساس كند كه افكارش، احساساتش، خواسته‌ها و نظراتش مهم هستند. به او كمك كنيد با نام گذاشتن روي احساساتش با آنها راحت كنار بيايد. بگوييد «مي‌فهمم كه ناراحتي چون نمي‌تواني به آن مهماني بروي». با پذيرفتن احساساتش بدون قضاوت درباره آنها، به احساسات او اعتبار مي‌بخشيد و نشان مي‌دهيد كه براي چيزي كه مي‌خواهد بگويد ارزش قايليد. اگر احساسات خودتان را با او سهيم كنيد مثلا اگر بگوييد:«من نگران مامان بزرگم. خيلي مريضه»، او هم در بيان احساسات خودش اعتماد به نفس پيدا مي‌كند.

از مقايسه اجتناب كنيد

نظراتي مثل «چرا سعي نمي‌كني مثل برادرت باشي؟» يا «چرا مثل دوستت مودب نيستي؟» فقط كودكتان را به ياد مشكلاتش مي‌اندازد و در او احساس خجالت، حسادت و رقابت را تشديد مي‌كند. حتي مقايسه‌هاي مثبت مثل «تو بهترين بازيكني» هم به طور بالقوه مخرب اند چون چون كودك به سختي مي تواند هميشه بر طبق اين تصوير خود را بسازد. اگر بگذاريد كودكتان بداند كه او را به خاطر منحصر به فرد بودنش تحسين مي‌كنيد، او هم ارزش بيشتري براي خودش قايل مي‌شود.

احساس همدردي كنيد

اگر كودكتان خودش را به شكلي ناخوشايند با خواهر برادرها يا همسالانش مقايسه مي‌كندمثلا مي گويد: «چرا نمي تونم مثل دوستم توپ پرت كنم» ، با او همدردي كنيد و بعد روي يكي از توانايي‌هايش تاكيد كنيد. مثلا بگوييد، «آره راست مي‌گي. دوستت توپ پرت كن ِ خوبيه. تو هم خيلي تند مي‌دوي». اين به كودكتان كمك مي‌كند متوجه شود كه ما همه نقاط قوت و ضعفي داريم و لازم نيست كه حتما بي عيب باشد تا احساس خوبي درباره خودش داشته باشد.

برقراری انضباط به وسیله احترام

آیا تنبیه ، خصوصا تنبیه بدنی غرور کودک را خرد می کند؟ پاسخ آن به شیوه ونیت والدین بستگی دارد. تنبیه بدنی در جواب خودسری کودک ابزاری ارزنده است. هرگز به خود اجازه ندهید که او را در مقابل دیگران تنبیه کنید ویا رفتار غیر محترمانه ای با او داشته باشید.

به مسایل کلاسی او توجه کنید(دانش آموز کند بیشتر دچار مشکلات عزت نفس میشود)به طور کلی کودک فن خواندن را در پایان سال دوم در مدرسه می آموزد. اعتماد به نفس در صورت پی در پی بر اثر مسائل و مشکلات خواندن مورد تهدید قرار می گیرد.

دانش آموز کند احتمالا بیشتر دچار مشکلات عزت نفس می شود. والدین چه کار می توانند بکنند؟

شما هر کاری را که کودک شما به رغم بهترین تلاش هایش نمیتواند انجام دهد باید آن را کم اهمیت جلوه دهید.
از حمایت افراطی اجتناب کنید
آماده سازی برای مسئولیت پذیری در بزرگسالی ازآموزش در طی دوران کودکی سر چشمه می گیرد.
یک کودک باید روی پیشرفت در زمینه برنامه ریزی مرتبط ، اختصاص دادن مسئولیت در دوره سنی اش تشویق شود.
هر ساله کودک باید تصمیمات بیشتری برای خود اتخاذ کند.
به عنوان مثال یک کودک 7 ساله ، معمولا توانایی انتخاب لباس های خودش را در طی یک روز را دارد.
او باید اتاقش را تمیز نگه دارد وتخت خوابش را مرتب کند. حمایت بیش از حد والدین باعث می شود که کودک از برنامه ریزی معمولی اش عقب بیافتد.

به عنوان مثال در سن 10 سالگی ، او در نوجوانی برای آزادی و پذیرفتن مسئولیت با نداشتن آمادگی مواجه می شود.

اهمیت نگرانی والدین، در افزایش اعتماد به نفس کودکان توسط مطالعات زیادی به اثبات رسیده است.

در اینجا راهکارهای مهمی که برای بالا بردن اعتماد به نفس به کار می رود آمده است.

1) کودک در خانه بیشتر مورد علاقه وارزش واقع شود.

2) والدین شان راهکارهای راسخی را تعیین کنند.

3) در خانه به آنها آزادی عمل بدهند.

این ها روش هایی برای آموزش به کودک است تا اهمیت وجودی او بدون اهمیت دادن به نوع بینی ، یا اندازه گوش ها ویا کار آمد بودن فهم وعقل درک وتقدیر گردد.گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی کودک می شوند.از آنجایی که مادر و یا مربی کودک، تماس بیش تری با نیازهای جسمی روانی او دارد ، می تواند تأثیر بیش تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی که بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می کنند و انجام وظایف کودک را به عهده می گیرند و اجازه نمی دهند که او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشکلات و مسائل گوناگون خواهند شد. در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می کند:

الف) مادرانی که فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی شوند، هیچ کنترلی نیز بر خواسته ها و انتظارات کودک نخواهند داشت. این دسته از کودکان تصور می کنند که هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می دانند. به طور کلی توجه و وابستگی بیش از اندازه ی مادر می تواند موجب کاهش اعتماد به نفس کودک شود. ویژگی های این دسته از کودکان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن هاست.

ب) گروه دوم، مادرانی هستند که از شدت کنترل، اجازه ی هیچ گونه عمل و تصمیم گیری به فرزندان خود نمی دهند. این دسته از کودکان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی کفایتی و عدم شایستگی می کنند. این گروه فرمانبردار، مطیع و منفعل هستند.

اگر کودک در خانواده ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می تواند ویژگی های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی های خود ، با مشکلات روبه رو شود. از طرفی می تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

به طور کلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار کنند. اریک فروم یکی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با کودک اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است کیفیت روابط است».

ویژگی‌های نوجوانی طبیعی کدام است؟

والدین باید ویژگی‌های نوجوانی طبیعی را بداند این ویژگی‌ها شامل حفظ استقلال‌طلبی و به عهده گرفتن اداره امور زندگی است. این ویژگی‌ها در عین حال که کمک‌کننده هستند می‌تواند خطرناک نیز باشد این ویژگی‌های تکاملی باید با نظارت والدین باشد تا نوجوان به بزرگسالی بهنجار تبدیل شود.

کودک را بزرگسال کوچک ندانیم

این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تصریح کرد: یکی از اشتباهات و باورهای نادرست که والدین در مورد کودک دارند این است که برخی کودک را بزرگسال کوچک می‌داند در حالی که کودک توانایی درک برخی موضوعات را ندارد بنابراین باید انتظارات منطقی از فرزند خود داشته باشیم.همه رفتارهای ما چند عاملی هستند بنابراین نباید رفتار کودک را به یک عامل مانند محیط نسبت دهیم.
در چه اموری باید با کودک و نوجوان مشورت کرد

این متخصص حوزه بهداشت روان خاطرنشان کرد: والدین در برخی امور باید با کودکان و نوجوانان خود مشورت کنند مثلاً تا قبل از ۱۲ سالگی قانونگذاری اقتدارگرایانه است ولی در دوره نوجوانی با حفظ اقتدار می‌تواند توافقی‌تر باشد مثلاً در مورد ساعت خواب نوجوان ممکن است والدین ساعت ۱۰ شب را مناسب بدانند و نوجوان بخواهد ساعت ۱۲ شب بخوابد در این مورد می‌توان توافقی عمل کرده و حد وسط را رعایت کرد.

تشويق كنيد

هر كودكي نياز به شكلي از حمايت از جانب عزيزانش دارد كه پيغام مي‌دهند «ما به تو ايمان داريم. ما تلاشهايت را مي‌بينيم. ادامه بده!» تشويق يعني تشخيص دادن پيشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتيجه اي. پس اگر كودكتان با مسئله‌ي رياضي دست و پنجه نرم مي‌كند، به جاي اين كه بگويي «نه اينطوري نيست. بگذار برات حلش كنم»، بگوييد «خيلي داري تلاش مي‌كني. تقريبا به جواب رسيدي»

تفاوتي بين تحسين و تشويق هست. تحسين پاداش به انجام كار است، در حالي كه تشويق پاداش به فرد است («تو تونستي» به جاي «من به تو افتخار مي‌كنم»). تحسين ممكن است به كودك بفهماند كه تنها وقتي «خوب» است كه كاري را درست انجام داده باشد. از سوي ديگر، تشويق به رسميت شناختن تلاش است.

گفتنِ «خب بهم بگو بازي چطور بود. ديدمت چطور حمله مي‌كردي» مفيدتر از گفتن «تو بهترين بازيكن تيمي» عمل مي‌كند. تحسين بيش از اندازه اعتماد به نفس را خدشه دار مي‌كند چون فشاري براي انجام كار و نياز مداومي به تاييد ديگران ايجاد مي‌كند. بنابراين تحسين را كناري بگذاريد و آزادانه او را تشويق كنيد؛ اين به كودكتان كمك مي‌كند تا با احساس خوبي نسبت به خود رشد پيدا كند.

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نکات زیر توجه کنند:

۱)پیش بینی های منفی

اگر والدین معتقد باشند که فرزندشان توانایی انجام تکلیفی را ندارد و حتماً نیازمند کمک آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملکردِ فرزندشان تأثیر می گذارد و به تدریج باعث می شود که فرزندشان نسبت به توانایی ها و استعدادهای خود شک کرده و مدام به شکست بیاندیشد.

۲) توقعات نامعقول بیش از اندازه

بعضی از والدین توقعات و خواسته هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می کنند که معیارهای بزرگسالان با کودکان تفاوت دارد. در صورتی که خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی های فرزندانشان پایه ریزی کنند.

۳) هیچ گاه فرزندانتان را بر یکدیگر ترجیح ندهیدوآنهارا مقایسه نکنید

کودکان با یکدیگر متفاوتند و شکی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یکی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی که یکی از فرزندانتان موفقیتی کسب می کند و دیگری شکست می خورد ، دلیل نمی شود که موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بکشید؛ زیرا این کار موجب دلسردی، سرشکستگی و کاهش اعتماد به نفس او می شود. توانمندی های فعلی او را با توانمندی های خودش در گذشته مقایسه کنیم.

۴) منطقی باشید

بسیاری از والدین بهترین امکانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلکه برای فرزندانشان نیز می خواهند و توقع دارند که کودکان، بر پایه ی خواسته ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی که بهتر است این نحوه ی نگرش خود را تغییر داده و به کودک بگویند: «مهم این است که نهایت سعی خود را بکنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلکه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است.»

۵) توقعات دو طرفه

شعار بسیاری از والدین این است «آن کاری که می گویم بکن، نه آن کاری که می کنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می خواهد که وسایلش را جمع کرده، اتاق نشیمن را شلوغ نکند؛ در حالی که لباس ها و وسایل خودش گوشه ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی کودک احساس می کند که ارزش او در خانواده کم تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید. یادمان باشد فرزندا نما ن از راه چشم تربیت می شوند نه از راه گوش .

از طريق اعمال وکردار، رفتارها، بازي هاي کودکان و نوع برخورد با هم سالان مي توان ميزان اعتماد به نفس را تشخيص داد.دلبستگي هاي ناايمن را که در دوران نوزادي و کودکي وجود دارد و تا نوجواني ادامه مي يابد، جزو علل اعتماد به نفس پايين استو کودکان وابسته به والدين در هنگام تحصيل دچار افت تحصيلي مي شوند و در بين هم سالان خود نمي توانند هنگام بازي نقش راهبردي ايفا کنند. کودکان وابسته به والدين به طور معمول بهانه گير و پرخاشگر هستند و زود گريه مي کنند و والدين چنين کودکاني در مورد چگونگي تقويت اعتماد به نفس آگاهي لازم را ندارند.

والدين بايد نيازهاي کودکان را بشناسند و به آن ها توجه کنند و ناکامي ها و سرکوبي را سرلوحه شيوه تربيتي خود قرار ندهند و از رفتارهاي سرزنش کننده خودداري کنند.متاسفانه بعضي از والدين، نقاط ضعف کودکان خود را کمتر مي بينند و يا روي آن را مي پوشانند که عواقب جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت. بعضي از کودکان به محض ورود به يک مکان مانند مهماني، مدرسه و کلاس هاي ورزشي، عقب نشيني و مقاومت مي کنند که اگر به مدت طولاني اين روند ادامه يابد، بايد به درمان گر ارجاع داده شوند.

تمام کودکاني که اعتماد به نفس پايين دارند داراي اضطراب بالايي هستند. اضطراب روي سيستم سمپاتيک اثر مي گذارد و تن صدا کاهش مي يابد و کودک با احتباس مثانه روبه رو مي شود، عرق مي کند و صورتش به شدت برافروخته و قرمز مي شود.بازي درماني را بهترين و موثرترين شيوه تغيير رفتار غلط اعلام شده(در مقاله های بعد بازی درمانی آموزش داده میشود)

بازي درماني مي تواند بسيار کمک کننده باشد به طوري که کودک با بازي نقش اجتماعي پيدا مي کند و احساس ها و درونيات خود را مي تواند بروز دهد.درخواست هاي معقولانه و منطقي کودکان بايد مورد توجه قرار گيرد و عملي شود. پاداش در تقويت و تکرار رفتار تاثير به سزايي دارد، به طور مثال اگر کودکي را براي درس خواندن تشويق کنيم و پاداش دهيم او سعي مي کند بيشتر و بهتر از گذشته درس بخواند.

اعتماد به نفس کاذب ريشه درناکامي ها و اضطراب هاي گذشته دارد بنابراين کودکاني که با سرکوب هاي زياد مواجه مي شوند به اعتماد به نفس کاذب دچار مي شوند. افرادي که اعتماد به نفس کاذب دارند دروغ زياد مي گويند و خطرپذيرتر هستند و به درمان توسط درمان گر نياز دارند و بهتر است طي فرآيند درماني نسبت به تغيير رفتارهاي آن ها اقدام شود.

والدين بايد براي عقايد فرزندان خود ارزش قايل شوند و با گفتار خود از آن ها حمايت و با مشکل آن ها معقولانه برخورد کنند.کودکان خود را به شکل شايسته اي معرفي کنيد، سرگرمي هايشان را افزايش دهيد، نظر آن ها را محترم بشماريد و مهارت هاي ارزشمند را به آن ها بياموزيد.

به کودکان مسئوليت هايي مناسب سن و توانايي هايشان بدهيد زيرا انجام کارهاي خانه و سهم داشتن در رفاه باعث مي شود آن ها احساس ارزشمندي کنند و اعتماد به نفسشان افزايش يابد.والدين بايد هنگامي که از کودکان خود دور هستند نزديکي خود را حفظ و عشق و محبت خود را با کلمه و رفتارهاي هنرمندانه ابراز کنند.

اختصاص دادن زماني براي با هم بودن اعضاي خانواده ضروري است اختصاص دادن زمان براي گفت وگوي خانوادگي و بيان مشکل ها و ابراز احساس ها در بهتر شدن وضعيت زندگي و رفاه کودکان مؤثر است.

* آموزش مهارت های زندگی : امکان شرکت در کلاس و کارگاه های مهارت های زندگی را برایشان فراهم نمایید و یا از طریق مطالعه ی کتب و نشریات در این موضوع توانایی های آن ها را بالا ببریم.

* او را سرزنش و تحقیر نکنیم: بعضی والدین معتقدند اگر من بخواهم فرزندی توانا داشته باشم باید تمام اشتباهات او را تذکّر بدهم و آ ن ها را تصحیح کنم. امّا باید دانست که انتقاد همیشگی والدین تنها یک چیز به کودک می آموزد و آن این که: " تو نمی توانی کاری را درست انجام دهی ." و اگر این انتقادها با استفاده از عبارات سرزنش آمیز همراه باشد تاثیرش مخرّب تر است و روح اعتماد به نفس را در او از بین می برد.

* توانمندی هایش را به رخش بکشیم : کودکان نیاز دارند که به چشم افرادی توانا و قدرتمند دیده شوند، امّا از دانش و مهارت لازم برای رشد خود بهره مند نیستند . فهرست کارهایی را که می توانند انجام دهند کمتر از آن هایی است که نمی توانند ، ولی اغلب اصرار دارند که ما به آ ن چه که درست کرده اند و یا نقّاشی کشیده اند نگاه کنیم و نظراتمان را بگوییم . در چنین مواردی حتما" به توانایی های او تاکید کنیم و خصوصا" هنگام مشاهده ی یاس و ناامیدی در او توانمندی ها و موفّقیّت های قبلی اش را به یادش آوریم .

* انرژی مثبت بدهیم: فرزندانمان را فقط به خاطر کسب نتیجه ی خوب ستایش نکنیم ، بلکه همواره او را به خاطر همّت و تلاشش تمجید کنیم . مثلا" اگر او نتوانست در کاری موفّق شود به او بگوییم:" تو موفّق نشدی، امّا تلاش تو در این راه ستودنی است."

* به او عشق بورزیم : عشق والدین اعتماد به نفس فرزندان را افزایش می دهد . او را صادقانه با رعایت اعتدال تحسین کنیم، آن ها می دانند که قلب ما چه می گوید.

* زمینه ی مشارکت او را در فعّالیّت های گروهی فراهم آوریم.

* مسئولیّت پذیری: مسئولیّت هایی در حدّ توانایی هایش به او محوّل کنیم.

* تحمّل او را افزایش دهیم: تحمّل فرزندان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهیم .

* همنشینی او را با دوستان و افرادی که اعتماد به نفس خوبی دارند فراهم نمایید.

*القاب نا مناسب ندهیم. برچسب نزنیم.